سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

آنها را دریابیم...

 

 

  با دیدن آثار تاریخی کشورمان ، به عظمت تاریخی کهن و فرهنگی با پشتوانه عظیم پی می بریم . چه شکوهی در این آثار و دست نوشته ها ، برای نسل های آینده به یادگار گذاشته شده است . یادگاری که شاید با امکانات موجود روز هنوز برای ما شگفت انگیز و دست نیافتنی ست . اما ...

... با دیدن بسیاری از این میراث فرهنگی و ملی قلب آدمی فشرده می شود . آثاری که با مرور زمان و فرسایش جوی و عدم توجه ما رو به تخریب است . برخی از آنها چنان تخریب شده که فقط می توان از تخته سنگها و ستونهای کنار آنها دریافت که چه عظمتی داشته اند .

... عمارت کلاه فرنگی قزوین از آن یادگاری هایی ست که دست نوشته های معاصر !!! در روی در و دیوارهای آن به چشم می خورد ! هزاران امضا و یادگاری خط خطی شده که گویا خود اثری جدید خلق کرده است !

... شیر سنگی وسط میدانی کوچک در همدان مظلومانه تماشایمان می کند ! انگار نه انگار از هزاران سال پیش برایمان به یادگار مانده است . بدون هیچ گونه حفاظ و محافظی در میدانی کوچک دور افتاده است  تا مرکبی باشد برای سوارانی که با او عکس یادگاری می گیرند !

... منار جنبان اصفهان سالها در ازای چند صد تومان توسط تماشاچیان آن قدر تکان داده می شد که مطمئن شوند منار واقعا جنبنده است !‌

... در کنگاور معبد آناهیتا دامنی از ستونهای تخریب شده خود به تن دارد و انگار برای مظلومیت خود اشک می ریزد !

... دلم برای دست وسر به تاراج برده شده تندیس حجاری شده هرکول سوخت که با آن دست و سر عاریه در روی بیستون آرمیده بود .

... در سلطانیه ، آن برج چنان با عظمت ایستاده که انگار نه انگار دارد از تو رنگ می بازد . حیف که برای رسیدن به او هنوز باید از پلکان چوبی عصرش بالا رفت !

... همه اینها وتمامی آثاری که پیشینه غنی تاریخی و فرهنگی و ملی ما را تضمین وگواهی می دهد فقط و فقط برای نام گذاری روزی به نام آنها نیست . بلکه برای جنبیدن دستهای مرمت گر و سازنده است تا این آثار در ایران ما پابرجا بمانند .

 

 

 

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧