سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

چشمهای بسته ... تکرار تاریخ

 

                                      

 

 

    حقوق بشر، چه کلام زیبایی ست و چه خوش بر زبان مدافعان آن جاری می شود ؛ آزادی چه دلپذیر است ؛ حق زندگی هم خوب است اما...

...اما ظاهرا دنیا فراموش کرده است که کره ی زمین گرد است و در همه جای این گوی آدمها یی زندگی می کنند که جزوی از بشریت هستند و انها هم حق زندگی دارند . انها هم مثل بقیه یک بار به دنیا می آیند و یک حق حیات دارند و یک عمر . ظاهرا قانون گذاران حقوق بشریت فراموش کرده اند که عراق و افغانستان و امروز و آن روز و دیگر روز هم(( غزه)) ! روی همین کره ی خاک بخشی از بشریتند . در انجا هم کودکانی هستند که حق زندگی دارند ، حق دارند کودکی کنند و حق دارند که کودکی نکرده نمیرند! آنها هم حق دارند جزوی از همین بشری باشند که کلی برای آن دبدبه و کبکبه به راه انداخته شده و سازمانی به نام ملل یا دول ! حقوق اورا مشخص می کند و از اشاعه ی ظلم به او جلوگیری می کند ! برای او تصمیم می گیرد ، به جای اوهم تصمیم می گیرد و کودکان غزه در حالی سر بر بالش سرد زمین می گذارند که در طرف دیگر زمین جامهای خوشبختی برای حقوق بشر ! به افتخار بر می خیزند و بیش از نیمی از دنیا دستشان بسته است ، چون سازمان مللی داریم که در آن از حقوق بشر دفاع می شود اما با این تفاسیر که برخی از ملل در آن از قلم افتاده است !!!

تاریخ چنان با شتاب تکرار می شود که گویی کربلا به ما نزدیک شده است . سه سال  پیش شهادت کودکان مظلوم((  قانا)) و مردم بی گناهی که به بهانه ی دفتر حزب الله در لبنان به خاک و خون کشیده شدند . بهانه ای بنی اسراییلی ! که از ویرانه هایش اجساد نوزادان پیدا و شیون مادران بلند می شد ... یادم می آید آن روز خبرنگار شبکه ی بیگانه از انقراض نسل حیوانات باغ وحش تل آویو ابراز تاسف می کرد ، نمی دانم آن خبرنگار برای صحنه فلسطین امروز کدام تصویر را تاسف بار اعلام خواهد کرد ؟

امروز در دنیا برای حقوق حیوانات چنان قوانین سفت و سختی وجود دارد که برای شکار برخی از آنها مجازات اعدام در نظر گرفته شده است و باز همین امروز نسل انسان را چنان وحشیانه به خاک می کشند که نمی توان کلامی برای ابراز تاسف پیداکرد ...

ای دنیا تورا قسم به نام انسانیت ، چشمهایت را برا ین نوع عدالت نبند...

 

 

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :