سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

فقر ، فقیر ،روی خط...

 

 

  فاصله فقیر و غنی ، روی خط فقر ، زیر آن و یا در میان مانده ! تلویزیونهای بزرگتر از قد آدم !  اجاره خانه های بیشتر از مستمری ، خرج بیست و دخل نوزده ! واقعیتهای رنگ توهم در صفحات روزنامه ، فصل چهارم قانون مطبوعات و ...

درست است که بیشترمردم با این پیشرفتهای روز افزون !!!همه رقم دست و پنجه نرم می کنند و در تمام گوشه های زندگی و زوایای ذهنشان با غول نرسیدن به حد نصبی و متوسط زندگی مواجهند . اما شاید اگر در سطح وسیعی از جامعه به ترویج خواسته های بیش از توان مردم پرداخته شود مقابله با مشکلات دوچندان می شود . حتی اگر گاهی از یاد برود اما یک واقعیت است که همه مردم با هر توان مادی رسانه ها را دنبال می کنند و روزنامه ها را ورق می زنند حتی آنهایی که هنوز نتوانسته اند با درآمدهای اندکشان به گرد بسیاری از لوازم پیش پا افتاده قشر غنی جامعه که در همه جا اسباب مورد نیازشان تبلیغ می شود! برسند .

... اگر می شود با نام پیشرفت تکنولوژیک و سایر توجیهات رسانه ای پیشرو تبلیغ اسراف بود ؛ دیگر نمی توان گله از فاصله بین فقیر و غنی سر داد و برای جبران آن سریالهایی ساخت و در آنها فقر را به گونه ای دیگر به رخ جامعه کشاند . از همان هایی که آدمها را به خاطر کمبود فضا و نمایش کوچکی خانه های جنوب شهر به ابتکار کارگردان عمودی می خوابانند ! و یا یک کاسه دیزی را بدون قاشق جلوی پنج نفر می گذارند .

به خدمت گماردن نیمی از جامعه برای نیمه دیگر وبه نمایش گذاردن آن هرگز نمی تواند با شعاراز بین بردن فاصله طبقاتی وخطوط فرضی ! تازه شناخته شده، همخوانی داشته باشد ...

   

 

 

                                                                                               

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧
تگ ها :