سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

اولین سوئ هاضمه !!!


 

  گرانی برنج ایرانی و سیر صعودی قیمت این محصول وطنی آنچنان همه را مشغول کرد که اغلب مردم را وادار کرد تا عطای این خوراک لذیذ ایرانی را به لقایش ببخشند وبه نوع مشابه ان روی بیاورند که البته خیلی هم ارزانتر از نوع داخله نیست . انواع برنج خارجی که روزی با نگاه ملتمسانه و با نازلترین قیمتها طلب مشتری می کرد حالا صدر نشین سفره ی ایرانی ست ! این محصولات نه چندان باکیفیتی که با نام و آرم ایرانی در سبد غذایی ایرانی ها جای گرفت ، به سبب شیوه ی پخت آسانتر ان نسبت به برنج ایرانی و افزایش حجم ان بعد از پخت کم هم طرفدار پیدا نکرده است ! کم کم ذائقه ی سخت پسند ایرانی، از سر ناچاری، در مقابل محصول خارجی چنان سر خم کرد که عطر و طعم برنج ایرانی به فراموشی سپرده شد ؛ اما از انجا که حق همیشه به حق دار می رسد !!! بعد از مدتی نه چندان طولانی  اولین آشوب های دستگاه گوارش توجه خبرگان آشپزی و مواد غذایی را به خود جلب کرد که یادت بخیر برنج ایرانی !!! و تصمیم بر ان گرفته شد تا با مصرف بهینه ی این نعمت وطنی هم از تولید کنندگان داخلی حمایت شود ! و هم از معده ی نازنین! و  برنج خوش پخت و با کمیت  !  خارجه را فقط در مهمانیها و مجالس مورد استفاده قرار دهد که البته چنین توافقی به صورت ائتلاف بی سرو صدا ! در بین افراد خانواده و فامیل و نزدیکان صورت پذیرفت که مبادا نه سیخ بسوزد و نه کباب ؛ چرا که چنین التفاتی در مورد اغلب محصولات خوراکی به ما ارزانی داشته شده است که به سبب داشتن ظاهر مشابه با نوع ایرانی در سبد غذایی خانوار ایرانی جای گرفت ، بی خبر از آنکه این محصولات به ظاهر ارزان چه عواقب گرانی را به دنبال خواهد داشت مثل انواع خشکبار و حبوب و رب ... که بهتر است با دقت و در واقع کارشناسی از سوی مردم خریداری شود ...

                     

                             

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧