سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

دوغ بهتر است یا وظیفه ...

 

از تصویب نگرانی های مسئولین بابت سلامتی کارمندان و دودلی آنها بین استفاده از دوغ یا نوشابه گازدار ! مدت زیادی نمی گذرد . همچنین نگرانی مضاعف بابت همین دلبندان راجع به استفاده از توت خشک به جای قند بابت فربه نشدن بیش از حد !‌( زبانم لال توهین نمی کنم ، منظور همان اضافه وزن است ) و هزاران هزار نگرانی دیگر که مبادا این گروه تحت تاثیر همین عوامل نتوانند کار و وظایف خود را به خوبی انجام دهند به خصوص راجع به بخش ارباب رجوع که همان قصه همیشگی موکول کار امروز به فردا همچنان پای ثابت وظایف کارمندان البته برخی از آنهاست . قصه دوغ و ماست و دلشوره نوشابه و قند آنقدر همه را گرفتار کرده که از یاد رفته است در این میان یک نوک سوزنی بابت انجام وظیفه هم یادآوری و نظارت شود تا موجودی به نام ارباب رجوع در میان پله های اکثر ادارات (‌ آسانسور اصولا که برای استفاده کارکنان داخلی ست!!!) به طبقات صعود کرده و فرود ننمایند ...

 

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧