سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

کثیف اما محبوب ...


 

 من اشتباه می کنم یا واقعیت این است که دست بر قضا اغلب آدمها به چیزهایی که آنها را کثیف می شماریم علاقه نشان داده و حتی آن را در سرلوحه ی اهدافشان قرارمی دهند ! تمام هم و غمشان را هم برای رسیدن به آن بسیج می کنند ، برای رسیدن به آن تا سر حد ممکن از بقیه ی مسایل مختلف و حتی حیاتی زندگی مثل به هم فکر کردن و برای هم فکر کردن می گذرند و یا حتی چیزهای مهم دیگر را در ردیف دوم غائله ی زندگی قرار می دهند ، تا سر حد ممکن از حقوق دیگران چشم پوشی می کنند ، تا سرحد ممکن حق را ناحق می کنند ، تا سر حد ممکن درغ می گویند ، ریا و تظاهر می کنند و  خیلی موارد دیگری که برای این چیزهای ... زندگی انجام می دهند . خیلی جالب است که آخر سر هم می توانند دم بر آورند و بگویند که پول چقدر کثیف است و ...

اخیرا به این کشف مهم رسیده ام که این چیزهای کثیف کم هم نیستند و دست بر قضا هم چقدر طرفدار دارند ؛ البته آدمها هرگز آنها را بدون عنوان خطاب نمی کنند ! ظاهرا باید لقب کثیف در انتهای انها باشد تا همه تفاوت کثیف و تمیز را از هم بفهمند ؛ مثلا بتوانند این چیزهای کثیف را از خود بشویند و خود را برهانند ...

باز دست بر قضا این چیزهای کثیف بعضی اوقات هر چه بخواهیم و اصرار کنیم هم چون چرک کف دست ! شسته می شوند و از بین می روند و به می فهمانند که چه بیهوده بوده این همه حرص ! ولی از بد روزگار بعضی هایشان با کلی از مواد شوینده هم نه تنها از کف دست که از اعماق ذهن آدمها پاک نمی شوند و همچنان به الودگی محیط اصرار می کنند و باز هم می فهمانند که چقدر بیهوده بوده اند اما نتیجه ی همه ی اینها به یکجا ختم می شود و آنهم اینکه چیزهای کثیف دنیا چقدر محبوبند و کم دوام و هر چه برای آن بیشتر دویده می شود ، بار بیشتری از انسانیت را با خود همراه می کند ...

 

 

 

 

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧