سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

کی عیده

 

داشتم به این فکر می کردم که عید چه وقتیه . عید وقتیه که دل آدما خوش باشه . حال زندگی کردن داشته باشن. برای من عید وقتیه که بتونم برای دلم زندگی کنم یه وقتی یه همچین تصمیمایی می گیرم اما بعدش وجدان درد می گیرم و یه پس گردنی به خودم می زنم که با مخ میرم تو واقعیتها و بعدشم روز از نو روزی از نو . این مسئولیتهای لعنتی البته ناحقیه این حرف آخه بعضیاشون خیلی شیرینن و ادم بدون اینکه فکر کنه زحمتی دارن انجامشون میده . مثل اینکه دارم بیراهه میرم زیادی پسرخاله شدم . داشتم میگفتم عید یعنی وقتی که آدما دارن به معنی واقعی زندگی می کنن . انشائالله که همیشه بتونین برای دلتون زندگی کنین . آخه عمر یه دوره که بیشتر نیست . هر ادمی هم یکبار بیشتر به دنیا نمیاد که . چی میگن این روشنفکرا !!! دوره بعدی حیات ! ایشالا بتونم برای خودم زندگی کنم . برای هم همتونم همین ارزو رو دارم . راستی عیدتون مبارک .

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧