سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

مردان یا مردم...

 

 

  در گذر از مسیر روزانه  ، در یکی ازپارکهاشاهد ورزش و تفریح عده ای از جوانان بودم . زمان زیادی نگذشت که دوچرخه سواری بانوان در آن فضا منع و وعده ایجاد فضای دیگری به خانمها داده شد . اما بعد از گذشت زمانی نه چندان کوتاه وعده ای که داده شده بود چون حرف و حدیثهای دیگری که درمورد زنان گفته می شود به فراموشی سپرده شد . البته خانمهای ایرانی عادت کرده اند که هر از گاهی دایره نیازهای آنها بسته تر شود .چند وقت بعدباز از آن محل عبور کردم و فراخوانی مبنی بر حضور مردم و مسئولین ومسابقه دوچرخه سواری با حضور همان مردم و مسئولین ! دیدم. البته بهتر بود که ذکر می شد مردان و مسئولین ! چرا که وقتی به طور عملی نیمی از جمعیت موجود از بسیاری از حقوق مشترک بی بهره اند بهتر است صادقانه تر برخورد کنیم و با الفاظ بازی نکنیم . به عنوان کسی که با هر نوع ایسمی بیگانه ام با خود گفتم شاید بی ربط هم نیست اگر در جایی از دنیا چیزی به اسم فمنیسم ظهور می کند و عده ای هم از آن دفاع می کنند !

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸