سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

داستانک

 

 

    همیشه دعا می کرد یکی از ثروتمندترین آدمها باشد . فکرو ذکرش این بود که بهترین اتو مبیلها و خانه ها را داشته باشد  را داشته باشد . بالاخره صاحب همه این چیزها شد اما ...

...حالا در روی تخت بیمارستانی لوکس و مجهز به همه آرزوهایش فکر می کرد که یک آرزو در آنها به چشم نمی خورد .همان چیزی که حالا راضی بود تمام ثروتش را بدهد و آن را به دست بیاورد : سلامتی ...

                 

 

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸