سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

بای ذنب قتلت

 

 

تنها کاری که کردم این بود : بغض کردم ،

اشک نریختم نتوانستم ! مظلومانه گریه کنم

فقط با خود تکرار کردم (( بای ذنب قتلت ))

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸