سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

زیر یک آسمان

 

 

 

 یکی می خندد ، یکی می گرید ، دیگری اه می کشد . زایش ، رویش ، مرگ و...

همه ی اینها فقط و فقط زیر یک آسمان یک اسمان واحد اتفاق می افتد . همه ی این خنده ها و گریه ها و خوشحالی ها ، غمها  ... همه ی این مشترکات و همه ی این تفاوتهای باور نکردنی با فاصله ی یک خنده و گریه با یک اشک و لبخند ، چقدر فاصله ی موجود بین آدمها را مشخص تر می کند. فاصله ای که گاه انسانها را از حال هم بی خبر می کند انگار نه انگار که بنی ادم اعضای یک پیکرند ! پیکری زخمی به عمق تاریخ ، به عمق پیشرفت و به عمق فراموشی و به فراخور تمول !  

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳۸۸