سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

حرمت خانواده


حرمت خانواده( در مواد جدید قانون )!

آموخته ایم پدر ، مادر و فرزندان . این یعنی خانواده . یعنی مقدس ترین نقطه شروع جامعه . یعنی اشتراک زن و شوهر . همدلی زن و مرد . با هم یک عمر را همسر بودن . تلخی و شیرینی و بد و خوب را با هم تقسیم کردن . عمررا پشت سر گذاشتن.  با هم پیری را تجربه کردن !!!


 

... مرکز آموزش اصلی یک جامعه به خودی خود از خانواده شروع می شود . چشم جامعه از خانواده به جهان باز می شود و بالطبع با کوچکترین لغزشی در این کانون جامعه نیز در امان نخواهد بود حتی اگر نخواهیم بعضی واقعیت ها را ببینیم و یا حتی به برخی ترکیبات زشت مشروعیت ببخشیم و حریم خانواده و روابط زن و مرد را در قالب قوانین به خطر بیندازیم ؛ اما از برخی واقعیتها نمی توان گریخت و آن اینکه هر شانه ای توانایی حمل یک شریک دارد و پذیرش تعدد زوجات به معنای لکه دلر کردن مفاهیم زیبایی ست که تا به حال از زندگی و روابط زناشویی ادراک کرده بودیم . یعنی یکی از طرفین این رابطه می تواند در آن واحد چند شریک برای ادامه زندگی خود داشته باشد . تداعی داشتن بام بیشتر به معنای داشتن برف بیشتر هم بی منطق نخواهد بود . تمکن مالی تا چه حد می تواند جای توجه عاطفی را پر کند و یا آیامی شود به صرف آن از زنی رضایت گرفت که شخص سومی  را برای اشتراک در زندگی بپذیرد ، اگر بپذیرد هم آیا از صمیم قلب به آن ایمان دارد ؟! تعدد زوجات و یا اختیار بیش از یک زوجه تفاوتی هم با چند همسری قبایل بدوی دارد و یا آیا در فرهنگ اصیل ایرانی جایی برای چنین ظلمی به زنان وجود دارد یا خیر ؟! صاحب این قلم این قانون( ولوایحی شبیه را که با نام تکمیل شدن ، مشکلات جامعه را دو چندان می کند ) را تحقیر به زنان می شمارد. به این معنی  که هر کس از دارایی بیشتری برخوردار است می تواند تعداد بیشتری از زنان را تحت تملک خود در بیاورد ؛ بدون توجه به علایق ، احساسات و تمامی خاطرات یک زن که به عنوان همسر اول ویا دوم و سوم مرد هستند !!!

چرا زمانی که تمامی دنیا برای حقوق زنان تلاش می کند ما در کشورمان شاهد وارونه شدن موضوع هستیم  وبا التفات به برخی افراد سعی دردفاع از چنین حقی داریم ؟! وبا پنهان شدن در زیر واژه ها و تعاریف گمنام مدنی ! زنان را به نوعی دیگر مغبون می کنیم ؟!  

...در جهان امروز و مقابله با نابرابری ها و مبارزه با پلیدی های رو به رشد برای بهانه  نفس می شود تعریفی واضح تر از این داشت که هر که بامش بیش برفش بیشتر ؟!       

 

 

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :