سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

سر نخ


لطفا سر نخ را پیدا کنید !

این روزها مردم حسابی در صفهای مربوط به گرفتن حق و حقوقشان مشغولند تا مبادا عدالت ارزانی شده از دستشان در برود . آخرین فیش برقی که به دستم رسیده سرشار از لطف و مرحمت است که سهم مصرف ما را از سهم یارانه اگر کم کنی باید پرداخت بشود . تصورش را بکنید اگر قرار بور قیمتها به صورت واقعیشان باشند چه می شد ؟‌!


 

به نظر حقیر حداقل جوابی که می شود به این پرسش داد این است که دیگر این همه کاغذ اصراف نمی شد . آخر این طرح یارانه ها هم معلوم نیست که تا کجا ادامه داشته باشد . البته ما نفوس بد نمی زنیم و کاملا برای دعای آقای وزیر که نخستین وعده شان مهار تورم در چند ماه است ، آمین می گوییم . اما آدم باید .... ما هم بدمان نمی آید همه چیز با قیمت واقعی ارا یه شود و مردم هم شبی سر راحت زمین بگذارند ؛ بدون بحث گرانی و آب و نان !  در جایی هم خواندم که رییس مرکز آماراعلام کرد ه که  اگر مردم اطلاعات این فرمها را کامل پر نکنند و مثلا بگویند خانه نداریم ولی زبانم لال داشته باشند حرام است ! بی تعارف باید عرض کنم که اگر به حلال و حرام اعتقاد واقعی وجود داشته باشد صبح به صبح قیمت هیچ چیزی عوض نمی شود . بگذریم . آدم نمی تواند از یارانه و عدالت صحبت کند ناخنکی هم به گرانی نزند ! به هر حال به عنوان یک آدم کاملا غیر فنی باید عرض کنم که سر نخ گمشده کلاف اقتصادی کشور عزیزمان به دست حرفه ای ترین بافنده ها ...!!! انشائالله که باز بشود !!! و صبح روز بعد از اصلاح اقتصادی ببینیم که کابوسی بیش نبوده و از سر سنگینی معده ما خواب دیدیم که صاحب خانه این قدر یاوه می گوید و نانوا الکی نان ساده را به قیمت کنجدی می فروشد و ... راستی از این فرمها گیر ما نیامده پیدا کردی یک برگه هم بی زحمت برای ما سوا کن...

 

 

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها : لطف سرشار