سورا

در روزگاری که حرف بغض گلوی آدمهاست ، نوشتن مرحمی ست اگر امیدی به شفا باشد .

تاخیر فرهنگی !

 

    ایستاده ای در کنار خیابان . منتظری تا اتوموبیلها به تو اجازه عبور به طرف دیگر خیابان را بدهند. هر قدمی که بر می داری دو گام به عقب تر می روی ! همه راننده ها عجله دارند ! به هر حال دقایقی بعد

دل را به دریا می زنی و بوق ق ق ق ق ق ق

همه دوست دارند قبل از دیگران به مقصدشان برسند و این یعنی به تاخیر افتادن ترفیع فرهنگی !

خیلی تعجب می کنیم وقتی عنوانهایی را می خوانیم که در آنها از بالا بردن سطح فرهنگی اجتماع و هزینه شدن در این مبحث صحبت می شود . هرچند که ارتقای سطح فرهنگ اجتماعی فقط و فقط از سوی مراجع قانونی عملی نمی باشد و تا افراد یک جامعه به اعمال اجتماعی خود و چگونگی ظهور در اجتماع نیندیشند و کمی هم اول دیگران بعد من را عمل نکنند ، چنین اصلی امکان پذیر نمی باشد .

از این تابلوهای قرمز اجتماعی که حق تقدم و بهتر بگوییم فرهنگ اجتماعی را به ما یادآوری می کند زیاد وجود دارد که متاسفانه خیلی ها به آن عمل نمی کنند . با صدای بلند صحبت کردن با گوشی همراه در اتاقی به اسم تاکسی ،‌ مسدود کردن محل عبور معلولین ، پارک کردن جلوی تابلوی توقف مطلقا ممنوع و هزاران مورد دیگری که جمعا به آن می گوییم فرهنگ اجتماعی ! برای درک سطح فرهنگ اجتماعی یک جامعه گاهی می توان به یک چهارراه رفت و چند دقیقه در آنجا ایستاد !‌ حقیر تجربه کرده ام ، شما هم بفرمایید !

 

 

  
نویسنده : مریم ابراهیمی پرگو ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :